قدر اين روضه خوانيها را باید دانست. از اين روضه خوانيها باید استفاده کرد.
منتهي بايد طوري باشد كه بلندگوي ما مردم و همسايهها را اذيت نكند. سد معبر نكنيم.
شنیدم در شهري، چماق دست ميگرفتند. مثل اين كه از فلان كوچه رفتن ثواب بيشتري دارد. ميرفتند در يك كوچهي تنگ و با هم دعوا ميكردند.
خب، از آن كوچه برو. امام حسين (ع)كه در اين كوچه نيست. امام حسين (ع)كه در بازار نيست، از آن خيابان برو. ميگويد: نه! پدران ما از اين جا ميرفتند. ما هم بايد از اين جا برويم. اگر اين طور است، پدرت خل بوده است و تو هم خل هستي. اگر راه تنگ است. از كوچه كناري برو. گاهي سماجت كردن كه من بايد از اين سر بازار و از فلان كوچه بروم و از آن خيابان و اين سماجتها به رقابت ميكشد. خون مقدس حسين بن علي كه بعد از 1400 سال با زيارت عاشورا جوانهاي ما را به جبهه ميفرستد، دست يك مشت آدم بي لياقت ميرسد. به خاطر هيئت بازي و چشم و هم چشمي خرابش ميكنند.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 5:39 توسط سید علی
|
اگر هر جايي يك امام حسين (ع)داشت، الآن بر هرجاي دنيا يك يزيد حكومت نميكرد. در هر كشور يك يزيد حكومت ميكند، ولي هر كشوري يك امام حسين (ع)ندارد والآن هم اگر بنا باشد زماني دنيا نجات پيدا كند، راهي ندارد جز اينكه در هر كشور يك گروه در خط امام حسين (ع)باشند.
تا انسانها از شهادت بترسند، يزيدها حاكم هستند و هر وقت بنا باشد از شهادت نترسيم يزيدها عقب نشيني ميكنند. بنابر اين كمبود جهان ما، اين امپرياليسم و استعمار و استثمار، كمبود يك مشت حسيني است و هر كجا حركتي شود، نتيجه خواهند گرفت
+
نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 22:33 توسط سید علی
|