تبليغاتX
نور عيني يا حسين
آيت الله حائري مؤسس حوزه‌ي علميه‌ي قم روز عاشورا، پابرهنه، بي عبا، جلوي هيئت سينه ميزد. استاد رهبر معظم انقلاب بود! و آيت الله بروجردي به پيشاني‌اش گل ميماليد.
 يك حديث راجع به گل ماليدن در كتب سني ها ديدم. سنيها چند كتاب مهم دارند. يكي از آنها مستدرك حاكم است يعني رواياتي كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم نيست و از دست آنها در رفتهاند و مهم هستند در مستدرك جمع كرده است.
در مستدرك حاكم حديثي ديدم كه ام سلمه از خواب بلند شد و گريه كرد. گفتند: چرا گريه ميكني؟ گفت: الساعة رسول خدا را خواب ديدم كه صورتش خاكي بود. گفتم: صورتت چرا خاكي است؟ گفت: الآن كربلا بودم.
آيت الله بروجردي گل به پيشاني خود ميماليد. آيت الله حائري پابرهنه ميشد. اين طور نباشد كه حالايك نفر ديپلم دارد يا ليسانس است، حجت الاسلام است يا آيت الله بايد قشنگ عزاداري كرد. گاهي وقتها مثلاً آدم در دسته راه ميرود، اما مثلاً موقع گريه خيلي بي حال گريه ميكند علت چيست؟ بنده فوق ليسانس هستم. خب، باش. دوميليون فوق ليسانس و دو ميليون حجة الاسلام اگر جمع شوند تا خون حسين در بدنشان نباشد، يزيدها در جهان حكومت خواهند كرد. و يك زهير و لو دانشگاه نرفته و حوزه‌ي علميه نرفته، اما چون خون حسين در بدنش هست، جلوي حكومت ميايستد، كمبود ما در دنيا همين است. دانشكده‌ي حقوق داريم اما كجا حفظ حقوق ميشود؟ كمبود علم نداريم، كمبود خون امام حسين (ع)داريم. اگر يك قطره خون امام حسين (ع)را ميريختند دراقيانوس ها، بعد آب اقيانوسها را آمپول ميكردند و ميدادند به همه‌ي آدمهاي بي غيرت، همه غيرتمند ميشدند. دائم ميگويند: آقا فلان كتابخانه‌ي فلان كشور سي هزار جلد كتاب دارد، بعد فارغ التحصيلان همين دانشگاه يااستعمار كننده هستند، يا استعمار شونده هستند. كدام اينها حاضرند براي نجات امت يك سيلي بخورند؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 9:37 توسط سید علی |

هيچ جا كربلا نمي‌شود. ائمه‌ي بزرگوار ما به امام حسين (ع)مي‌گفتند: «لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» (المناقب، ج‏4، ص‏86) روزي مثل روز عاشورا نيست.
امام حسين (ع)را دعوت كردند، آقا مهمان كشي با كسي كه مهمان نباشد و او رابكشند فرق مي‌كند. امام حسين (ع)مهمان بود.
در كربلاي امام حسين(ع)، حضرت ابوالفضل نتوانست با مشك هم آب ببرد. در كربلاي امام حسين (ع)كه بچه‌هاي امام رفتند بالاي سر بابا گريه كنند، كتك خوردند.
كربلاي امام حسين، خانواده‌هاي شهيد را اسير كردند. خیمه ها راآتش ‌زنند.
 در كربلاي امام حسين (ع)روبروي بابا بچه را شهيد كردند. كربلاجغرافي نيست، تاريخ است. اسمش زمين كربلاست، اما آخر بعضي از مناطق زمين به قدري حادثه دارند كه زمين را، از زمين و موقعيت جغرافيايي تبديل به تاريخ مي‌كند و كربلا تاريخ است

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 17:30 توسط سید علی |

عشق به شهادت چيست؟ حضرت قاسم سيزده سال دارد، ميگويد: از عسل شيرين تر است يعني چه؟ اين براي خيليها معنا ندارد.
 جايي ميخواستند مناجات بخوانند، چراغها را خاموش كردند و گريه كردند. يك جوان آمد نگاه كرد و گفت: اينها چه مشكلي دارند؟ گفتيم: دارند دعا ميخوانند. گفت: خوب لامپ را روشن كنند و دعا بخوانند. هر چه خواستم به او بگويم حال مناجات چه چيزي است، ديدم اصلاً او در اين واديها نيست.
مناجات شيرينياي دارد كه امام ميفرمايد: «ارزقني حلاوة مناجاتك» شيرينيش را به من بچشان. خب، معلوم ميشود مناجات شيرين است، حالا ما نميدانيم شيرينيش چيست؟
حالا يك سؤال اين است كه ‌آیا كربلا يك جنگ طبيعي بود؟ كربلا جنگ نبود، جنايت بود. ببين آقا در جنگ همديگر رامي كشند. اما كشتن بچه‌ي شيرخوار جزء جنگ نيست، جنايت است. اما كنار نهر آب، بستن آب جنگ نيست، جنايت است. تاختن اسب روي بدن شهيد جنگ نيست، جنايت است. خيمه آتش زدن جنايت است. در كربلا اگر دل ها مي‌سوزد به خاطر حسابي ديگر است.
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 12:30 توسط سید علی |

محاصره‌ي اقتصادي نتوانست در امام حسين (ع)اثر بگذارد. چه محاصره‌ي اقتصادي از بستن آب حتي براي علي اصغر.
اصلي در قرآن هست  كه آيات زيادي هم دارد. قرآن مي‌فرمايد: يكي از اصول اين است كه «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ» اعراف/128، «وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى‏» طه/132 حق پيروز است. در ماجراي كربلا مي‌بينيم كه حق پيروز است. امام فرمود: عاشورا به ما درس مي‌دهد كه خون بر شمشير پيروز است، اين شعاري است كه حضرت امام از پيام عاشورا گرفت. فرمود: ما از عاشورا يادگرفتيم خون بر شمشير پيروز است. از عاشورا ياد مي‌گيريم محاصره‌ي اقتصادي و نظامي نمي‌تواند انسان را از پا دربياورد. به شرط اين كه اراده‌ي آدم اراده‌ي امام حسين (ع)باشد.
+ نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386ساعت 17:29 توسط سید علی |

امام حسين (ع)در عاشورا فرمود: «مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَهُ» (اللهوف، ص‏22) نگفت «حسين لا يبايع يزيد» اگر چنين ميگفت، ميگفتند: آن شخص با فلاني نميسازد. اما فرمود: هركس مثل حسين است، نبايد با هر كس مثل يزيداست، بيعت كند.
نگفت «و انا لا ابايع يزيد» چنين نگفت. فرمود: مثل من با مثل او بيعت نميكند. يعني هر كس كه خون حسين در بدنش هست، نبايد با هركس كه خون يزيد در بدنش هست بيعت كند. گفت مثلي
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 17:22 توسط سید علی |