در اسلام به همان مقدار كه از فساد انتقاد و با آن مقابله شده ، نسبت به اصلاح سفارش و تأ كيد شده است . قرآن تنها به ايمان و تقواى درونى اكتفا نمى كند، بلكه اصلاح را لازمه ى ايمان و تقوى مى شمارد. آمن و اصلح (73) و فمن اتّقى و اصلح (74)
خداوند خود اوّل مصلح است ؛ و اصلح بالهم (75) و لذا از مردم نيز خواسته تا اوّل عيب هاى خود را اصلاح كنند؛ تابوا و اصلحوا...(76) و سپس به اصلاح جامعه بپردازند. فاتّقوا اللّه و اصلحوا ذات بينكم (77) اصلاح گر هرگز به دنبال فتنه انگيزان نمى رود، و اصلح و لا تتّبع سبيل المفسدين (78) البتّه اصلاحات بايد بر معيار عدل و قانون باشد فاصلحوا بينهما بالعدل و القسط(79)
كسى كه راههاى صلاح و اصلاح را به روى خود ببندد، نابود خواهد شد هر چند فرزند پيامبر باشد؛ انّه ليس من اهلك انّه عمل غير صالح (80) (اى نوح !) او از خاندان تو نيست ، براستى كه عمل او غير صالح است . اولياى الهى از خدا درخواست مى كردند كه به صالحان ملحق شوند. اَلحِقنى بالصالحين (81)
قرآن معمولاً ايمان را همراه عمل صالح بيان كرده است ؛ الذين آمنوا و عملواالصالحات اثر بخشى عمل صالح محدود به زمان و مكان نيست و حتّى نسل هاى بعدى از اعمال پدران صالح خود خير و بهره مى برند. و كان ابوهما صالحا(82)
قرآن هدف از كاميابى از نعمت ها را انجام عمل صالح مى داند، يا ايّها الرّسول كلوا من الطيبات و اعملوا صالحا (83) يعنى بهره گيرى و كاميابى شما از نعمت ها بايد براى انجام كار نيك و عمل صالح باشد.
خداوند متعال حكومت آينده ى زمين را نصيب بندگان صالح خود خواهد كرد. اِنّ الارض يَرثُها عبادى الصالحون (84)
انسان بعد از اصلاح خود، بايد به اصلاح ديگران بپردازد و تمام توان خود را در اين راه بكار گيرد ان اريد الا الاصلاح ما استطعت (85) چيزى جز اصلاح تا سر حد توانم نمى خواهم .
البتّه خداوند متعال اصلاح طلبان واقعى را از كسانى كه شعار اصلاح مى دهند، جدا مى كند و چهره ى مدّعيان دروغين را افشا مى كند؛ قالوا انّما نحن مصلحون اءلا اِنّهم هم المفسدون و لكن لايشعرون (86) آنها مى گويند: فقط ما اصلاح طلبيم ، آگاه باشيد آنها خود فساد كنندگانند، ولى نمى فهمند.
آرى ، خداوند مصلحين واقعى را مى شناسد. و اللّه يعلم المفسد من المصلح (87)
خداوند به مصلحان واقعى را وعده ى پاداش داده است . انّا لانضيع اجر المصلحين (88)
نكته قابل توجه آنكه هر چه ميزان فساد بالا برود، تلاش مصلحانه ى بيشترى را طلب مى كند. (آرى هر چه هوا گرم تر شود، نياز به آب زيادتر مى شود) و هر چه مفسدان خطرناكتر شوند، مصلحان بزرگترى مى طلبد. در برابر نمرود جز ابراهيم و در برابر فرعون جز موسى و در برابر يزيد جز حسين عليه السلام چه كسانى مى توانند مقابله كنند؟!
بديهى است برنامه ى اصلاحات هميشه با نامه و گفت وگو و تذكّر پيش نمى رود، بلكه شرايطى پيش مى آيد كه بايد به استقبال خطر رفت . امام حسين عليه السلام اوّلين مصلِح اسلامى است كه به استقبال سخت ترين شدايد رفت و جان خود را تسليم حقّ نموده و به شهادت رسيد.
امر به معروف و امام حسين عليه السلام
امر به معروف و نهى از منكر نشانه ى وجدان بيدار، سوز و تعهّد، عشق به مكتب ، حضور در صحنه و عشق به مردم است .
امر به معروف و نهى از منكر سبب دلگرمى نيكوكاران ، كنترل خلافكاران و حافظ حقوق مظلومان است .
جامعه ى بى تفاوت و ساكت ، جامعه ى مرده و بدون رشد است . حضرت لوط به مردمى كه در برابر گناه ساكت بودند فرمود اءليس منكم رجل رشيد(89) آيا يك انسان رشد يافته در ميان شما نيست ؟
قرآن شرط بهترين امّت بودن را انجام امر به معروف و نهى از منكر مى داند؛ كنتم خير اُمّة اُخرجت للناس ...(90)
آنگاه كه قهر خداوند بر خلافكاران نازل شود، خداوند ناهيان از منكر را نجات مى دهد. وانجينا الذين ينهون عن السوء(91)
يكى از بركات نماز آن است كه انسان را از منكرات باز مى دارد. اِنّ الصلوة تَنهى عن الفحشاء و المنكر(92)
آمرِ به معروف در پاداش انجام معروف شريك است .(93)
ترك امر به معروف سبب سلطه ى اشرار مى شود.
امر به معروف و نهى از منكر وظيفه ى تمام انبيا در طول تاريخ است . لقد بعثنا فى كل اُمّة رسولاً ان اعبدوا اللّه و اجتَنِبوا الطاغوت (94)
امام حسين عليه السلام درباره ى علّت قيام خود فرمودند: مگر نمى بينيد كه به حقّ عمل نمى شود و از باطل جلوگيرى نمى شود.(95) من بنا دارم (هر چند با شهادت و ريختن خونم باشد) امر به معروف و نهى از منكر كنم . انّى اُريد اءن آمر بالمعروف ...
آرى ، امر به معروف و نهى از منكر مراحلى دارد كه در بعضى مراحل بايد تا شهادت پيش رفت . چنانكه خون هاى مقدّسى در راه آن ريخته شده است . و يقتلون الذين يأ مرون بالقسط(96)
توجيهات نابجا
بعضى براى سكوت خود توجيهاتى دارند و كلماتى را مى گويند از قبيل :
كار از كار گذشته است .
با يك گل بهار نمى شود.
ما و او را در يك قبر نمى گذارند.
عيسى به دين خود، موسى به دين خود.
ديگران هستند، به ما چه ربطى دارد.
در زندگى شخصى افراد دخالت ممنوع است .
نانم قطع شده و مردم از من رنجيده مى شوند.
خجالت مى كشم و با او رودرواسى دارم .
ولى قيام امام حسين عليه السلام ثابت كرد كه با يك حركتِ خالصانه ، مى توان تاريخ را متحوّل كرد و با يك گل بهار مى شود.
ما بايد با طاغوت ها مبارزه كنيم ، زير پا و سُم اسب برويم ولى زير بار زور نرويم . سر به نيزه دهيم ولى در برابر ظلم سر خم نكنيم و نبايد تصوّر كنيم كه آثار امر به معروف و نهى از منكر فورى است ، زيرا گاهى آثار يك كلام يا قيام و حركت ، بعد از سال ها جلوه مى كند.
73- انعام ، 48. 74- اعراف ، 45. 75- محمّد، 2. 76- نساء، 146. 77- انفال ، 1. 78- اعراف ، 142.
79- حجرات ، 9. 80- هود، 46. 81- شعرا، 83. 82- كهف 82. 83- مؤ منون ، 50. 84- انبياء، 105.
85- هود، 88. 86- بقره ، 11 - 12. 87- بقره ، 220. 88- اعراف ، 170. 89- هود، 78.
90- آل عمران ، 111. 91- اعراف ، 164. 92- عنكبوت ، 45. 93- بحار، ج 97، ص 87. 94- نحل ، 36.
95- بحار، ج 44، ص 192. 96- آل عمران ، 21. 97- انفال ، 34. 98- توبه ، 8. 99- شعراء، 223.
از ده گفتار اقاي قرائتي