جناده بن ابن اميه مي گويد: بر امام حسن(ع) وارد شدم فقلت له: يا ابن رسول الله عِظني، پسر پيغمبر موعظه ام كن فرمود: يا جناده! استعدَّ لسفرك آماده سفر آخرتت باش و حصِّل زادك قبل حلول اجلك: توشه آخرت را قبل از آن كه عمر سرآيد در دنيا حاصل كن، يا جُناده، انت تطلب الدنيا و الموت بطلبك اي جناده تو دنبال دنيا هستي تا آن را به دست آوري و مرگ به دنبال تو است، و لاتحمل همَّ يومك الذي لم يات علي يومك الذي انت فيه: اندوه روزي كه نيامده است را در روزي كه هستي بار نكن واعلَمْ انّك لاتكسب من المال شيئاً فوق قوتك الاّ كنت فيه خازناً لَغَيرك: اگر بيش از آن چه كه قوت تو است از دنيا به دست آوري خزينه دار ديگري هستي، در حلال دنيا حساب و در حرام آن عقاب است و مرتكب شبهات او مورد عتاب است، بيرون رو از مذلت معصيت به سوي عزّت طاعت جناده مي گويد: ناگهان ديدم صحبت امام حسن قطع شد، رنگ از چهره اش پريد ديدم تشتي در مقابل حضرت هست و حالش دگرگون شد و لخته هاي خون از دهان مباركش در تشت مي ريزد گفتم: چرا خودتان را معالجه نمي كنيد فرمود: اي جناده مرگ را به چيز مي شود معالجه كرد. مي گويد در همين اثناء ديدم حسين عليه السلام وارد شد و همراه حسين عليه السلام عثرة بن ابي الاسود هست، مي گويد تا چشمش به برادرش افتاد، آمد در كنار او نشست، برادر را در بغل گرفت او را بوسيد، با هم سخن مي گفتند اما آهسته و رازهائي امام حسن با امام حسين مي فرمود .
مي گويد يك وقت ديدم صداي عسرة بن ابي الاسود بلند شد: انّا لله انّ الْحَسَن قَدْ نعيت اليه نفسه
كنيزي پيش امام حسين(ع) آمد و به ايشان يك شاخه گل هديه داد. ديد يك شاخه گل كَنده شده است. گفت: بفرماييد آقا جان! آقا امام حسين (ع) بلند شد و اينقدر احترام به اين كنيز گذاشت. بعد فرمود: من تو را در راه خدا آزاد كردم. كساني آنجا بودند. اعتراض كردند كه آقا! شما به خاطر يك گل يك آدم آزاد مي كنيد؟ آن زمان براي آن آدم ثروت كلاني حساب مي شد. مي فرمود: ما اهل بيت اينطور هستيم. اهل بيت عجيب احترام مي گذارند. بگذاريد انشاء الله روز قيامت فرا برسد يا روز قيام آن كسي كه منتظريم بعد بيايد شما و كساني كه گريه كنان مادرش زهرا (س) بوديد تحويل بگيرد. و همه شما را شرمنده مي كند. آنقدر كه فريادتان بلند شود و بگوييد: آقا! ما كه كاري نداريم. آمديم گوشه ي مجلس روضه براي آرامش دل خودمان نشستيم. احترام به آدمها مقوله ي عجيبي در دين است
احترام ص 191 تا 92
و این هم ادامه مبحث قبلی
نقش سياسى امام سجاد(ع) در عصر اسارت
امام على بن الحسين(ع) تنها بازمانده مرد از خاندان حسين(ع) است كه بى شك تداوم و بقاى قيام حسينى مرهون تلاش و مجاهدت او است. او اما سرفصلهاى مهمترين عملكرد امام زين العابدين(ع) در زمينه حادثه كربلا:
شخصيت علمي:
بي ترديد چنان که بسياري از علماي اهل سنت، نيز گفته اند، امام باقر عليه السلام در زمان حيات خويش شهرت فراواني داشته و همواره محضر او از دوست دارانش، از تمامي بلاد و سرزمينهاي اسلامي، پر بوده است. موقعيت علمي ايشان، به مثابه شخصيتي عالم و فقيه، به ويژه به عنوان نماينده علوم اهل بيت، بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشکالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند. در اين ميان، اهل عراق که بسياري از آنان شيعه بودند بيش از ديگران مفتون شخصيت آن حضرت شده بودند.
مراجعه کنندگان، خضوعي خاص نسبت به شخصيت علمي امام داشتند چنان که عبدالله بن عطاي مکي گويد: علما را در محضر هيچ کسي کوچکتر از زمان حضور در محضر امام باقر عليه السلام نديدم. حکم بن عينيه با تمام عظمت علمي اش در ميان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي رسيد.
شهرت علمي امام، در حد تعبير ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسي بخواهد آن را بيان کند. اين شهرت در زمان خود ايشان، نه تنها در حجاز که «کان سيد فقهاء الحجاز» بلکه حتي در عراق و خراسان نيز به طور گسترده فراگير شده بود. چنانکه راوي مي گويد: ديدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمي خود را از ايشان مي پرسيدند.
ذهبي درباره امام باقر عليه السلام مي نويسد: ايشان از کساني است که بين علم و عمل، سيادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و براي خلافت اهليت داشت.
ابرش کلبي از هشام بن عبدالملک پرسيد: اين کيست که مردم عراق او را در ميان گرفته و مشکلات علمي خود را از وي مي پرسيدند؟ هشام گفت: اين پيامبر کوفه است، خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن مي داند.
و این هم ادامه مبحث قبلی
نقش سياسى امام سجاد(ع) در عصر اسارت
امام على بن الحسين(ع) تنها بازمانده مرد از خاندان حسين(ع) است كه بى شك تداوم و بقاى قيام حسينى مرهون تلاش و مجاهدت او است. او اما سرفصلهاى مهمترين عملكرد امام زين العابدين(ع) در زمينه حادثه كربلا:
سلام دوستان ممنون از اينكه مطالب منو دنبال مي كنيد
شرمنده از اينكه اين مطالب و كه قصد داشتم براي شهادت امام سجاد بزام دير گذاشتم اخه يه خورده طول كشيد آمادش كنم در هر صورت اميد
وارم كه مفيد باشه
امام على بن الحسين(ع) تنها بازمانده مرد از خاندان حسين(ع) است كه بى شك تداوم و بقاى قيام حسينى مرهون تلاش و مجاهدت او است. او اما سرفصلهاى مهمترين عملكرد امام زين العابدين(ع) در زمينه حادثه كربلا:
اعظم الله اجورنا و اجورکم
قبل از بیان مقام شامخ امام خوب است به این نکته اشاره کنم که حرم امام بنا بر احادیث فراوان حکم مسجد را درارا می باشد که در خیلی از انها مکانی بالاتر از مسجد نیز برای ان بیان شده و مسجد نیز سنگر خداست
.........وخراب کردن سنگر خدا
حضرت امام على النّقى، ملقّب به هادى، فرزند امام جواد(عليه السلام) در
15 ذىحجّه سال 212 هجرى در مدينه به دنيا آمد.
نام مادر بزرگوارش، سمانه، معروف به سيّده است.
آن حضرت و در سوم رجب سال 254 در 42 سالگى در شهر «سامرّا» بر اثر زهرى كه به دسيسه «معتزّ»، خليفه عبّاسى، توسط «معتمد» عبّاسى، به آن حضرت خوراندند به شهادت رسيد.
امام هادى پس از شهادت پدر بزرگوارش در محيط پر از خفقان و وحشتى كه متوكّل عبّاسى به وجود آورده بود به سختى مىزيست.
خليفه غاصب با حمله به ياران امام(عليه السلام)و ويران ساختن قبر حضرت امام حسين(عليه السلام)، شيعيان را بيش از پيش، دچار رعب و وحشت كرد و امام را از آنان دور ساخت و دستور داد تا آن بزرگوار را به سامرّا آوردند.
روز دوم را هم چنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتي غذا آماده شد، يتيمي بر در خانه آمد. آن روز نيز ايثار كردند و غذاي خود را به او دادند.
( بار ديگر با آب افطار كردند و روز بعد را نيز روزه گرفتند.)
در سوّمين روز اسيري به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز سهم غذاي خود را به او دادند. هنگامي كه صبح شد، علي عليه السلام دست حسن و حسين (ع) را گرفت و خدمت پيامبر آمد. وقتي پيامبر آن ها را مشاهده كرد، ديد از شدّت گرسنگي مي لرزند! فرمود: اين حال شما بر من بسيار گران است. سپس برخاست و با آن ها حركت كرد. هنگامي كه وارد خانة فاطمه (س) شد، ديد در محراب عبادت ايستاده، در حالي كه از شدت گرسنگي شكم او به پشت چسبيده و چشمهايش به گودي نشسته است. پيامبر ( صلي الله عليه و آله) ناراحت شد. در همين هنگام جبرئيل نازل شد و به پيامبر تهنيت و تبريك گفت: و سپس سوره هل أتي ( سورة انسان) را بر او خواند. يعني به پاس اين همه ايثار و فداكاري حضرت علي(ع) و فاطمه زهرا(س) وفرزندانش در مورد اطعام مسكين و يتيم و اسير، سوره انسان نازل شد، كه اين خود حاكي از عظمت اين خانواده وعمل ايشان است. درماه مبارك رمضان افطاري دادن بسيار مورد تأ كيد است و از حضرت مو سي بن جعفر(ع) روايت شده كه فرمودند: افطاري دادن به برادر روزه دار بالاتر از روزه است.
آزادي گنهكاري كه حسن و حسين (ع) را شفيع قرار داد: عصر رسول خدا (ص) بود، حسن و حسين (ع) كودك بودند، شخصي گناهي كرد، و از شرم آن گناه، مدّتي مخفي شد و نزد رسول خدا (ص) نمي آمد، تا اين كه آن شخص، حسن و حسين (ع) را ديد، آن دو را بر دوش خود سوار كرد، و با همان حال به حضور رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد: « من گنهكارم، در پناه خدا، و اين دو آقا زاده به حضور شما آمده ام تا مرا ببخشيد». رسول خدا (ص) وقتي كه آن منظره را ديد، آن چنان خنديد كه دستش را بر دهانش گذاشت، سپس به آن مرد گنهكار فرمود: « برو جانم، تو آزاد هستي». آن گاه به حسن و حسين فرمود: آن شخص در مورد عفو گناه خود، شما را شفيع قرار داد، در اين هنگام آية 64 سورة نساء نازل شد:
… وَ لَوْ اَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ جائُوكَ فاَسْتَغْفَروُ اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوّاباً رَحيماً:
و اگر گنهكاران كه بر اثر گناه به خود ستم كردند، به نزد تو ( اي پيامبر) مي آمدند، و از خدا طلب آمرزش مي كردند و پيامبر هم براي آن ها استغفار مي كرد، خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند.
داستان هاي شنيد ني 62
![]() |
برای دیدن بقیه تصاویر روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید
فرات بن ابراهيم در تفسير خود از امام محمد باقر ( عليه السّلام) نقل نموده است، كه آن حضرت ( عليه السّلام) در ذيل تفسير آيه كريمه فرمودند:
( وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَليِّه سُلطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ اِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً).( آيه ي 33 سوره ي اسراء)
ترجمه آيه:« كسي كه مظلوم كشته شده است براي ولي او ( صاحب خون) تسلط قرار داديم، پس در كشتار اسراف نكند. چون منصور و ياري شده است». حضرتش ( عليه السّلام) مي فرمايند: مراد از « مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً» امام حسين بن علي ( عليه السّلام) مي باشد، و بقيه آيه مراد امام زمان ( عليه السّلام) است، كه نام مباركشان در اين آيه منصور مي باشد.